.:: به خاطر يك مشت دلار ::.
نگاهي ديگر بر تهاجم نظامي امريكا به عراق
در مورد انگيزه هاي واقعي امريكا، براي حمله نظامي به عراق، مي توان بر دو نظريه عمده توجه داشت. اولين استدلال كه بصورت گسترده در رسانه هاي جمعي طرح گرديده، و موضع رسمي امريكا به حساب مي آيد، آن است كه صدام حسين، ديكتاتوري است كه بايستي از قدرت بركنار گردد. چرا كه وي جهان را با سلاحهاي كشتار جمعي خود، تهديد مي كند. اختلاف نظر موجود در اين مورد، بر نوع عملكرد است، كه ايا اساسا امريكا محق است دست به چنين حمله اي، خارج از حضور يا نقش سازمان ملل بزند؟ مخالفين اين نظريه معتقدند كه اين دليل در واقع، پرده استتاري بر انگيزه هاي واقعي حمله نظامي امريكا به عراق است. و بويژه منافع اقتصادي امريكا در منطقه و كنترل منابع نفتي عراق، دلايل اصلي اين چالش هستند.
اينكه، هر گونه عمليات نظامي امريكا و شريك سياسي وي انگلستان، در منطقه خاورميانه، به بوي نفت آغشته است، امر پنهاني نيست. اما تمركز بر اين انگيزه اشكار، البته كافي نيست تا بتوان كل عوامل و پيش زمينه هاي اين جنگ را درك كرد. منابع اقتصادي و پولي، كه براي آمريكا. از اهميتي به سزا برخوردارند، شايد مهمتر از كنترل چاه هاي نفت عراق باشند. چرا كه نفت به تنهايي، مستلزم چنين حمله گسترده نظامي و قبول ريسك هاي بزرگي از قبيل بحران هاي اقتصادي و سياسي در سطح جهان، نمي باشد. با توجه به اينكه هم اكنون نيز، تقريبا نيمي از نفت عراق. به سوي امريكا سرازير مي شود.
هدف و طرح امريكا، بسيار وسيع تر از كنترل نفت، و فراتر از عراق و حتي خاورميانه است. در اين ميان، سواي انگيزه هاي اقتصادي، اهداف ژئوپلتيكي مهم تري مد نظر هستند.
از لحاظ اقتصادي، نقش جهاني دلار، مورد اهميت واقع شده، و از نظر ژئوپلتيكي، اين اقدام، قدمي خواهد بود، براي طراحي نوين نقشه جهان، بوسيله ساخت يك راهروي نظامي كه امتداد آن از اروپاي شرقي تا مناطق بالتيك ( اروپاي نوين) را شامل مي شود. اين راهرو قدرتهاي روسيه و اروپاي غربي را به دو سو جدا مي سازد. به نحوي كه خطر اتحاد اين دو قدرت بر عليه هژموني امريكا، كاهش مي يابد.
جنگ دلار
آشكار است كه امريكا، جهان را از لحاظ اقتصادي و نظامي در كنترل دارد. اما چگونه اين حاكميت را گسترش داده و حفظ مي نمايد، كمتر نمايان است. يكي از ابزار مهمي كه مدتهاي مديد، و با موفقيت اين حاكميت را تثبيت و تضمين كرده است، قدرت پولي دلار است. دلار در واقع، همواره سكه غالب بازار اقتصاد جهاني بوده است. واحد پولي امريكا، تقريبا دو سوم از كل ذخيره رسمي جهان را شامل ميگردد. بيش از 80 درصد از كل معا ملات ارزي و نيمي از معاملات تجاري ، با دلار انجام مي گيرد. به علاوه تمام وام هاي بانك اقتصاد جهاني، به دلار پرداخت مي شود.(1)
هرچه بيشتر در خارج از ايالات متحده امريكا، از سوي دولتهاي خارجي، بواسطه دلار، در اموال امريكايي سرمايه گذاري شود، به همان نسبت، خارجي ها، مي بايست خدمات بيشتري به امريكا ارائه دهند، تا در مقابل دلار دريافت كنند. توليد دلار، در واقع براي امريكايي ها، هزينه چنداني در بر ندارد. اين واقعيت كه جهان ، دلار را به عنوان وسيله معاملات به كار مي گيرد، به اين معناست كه امريكا، خدمات و كالاهاي بسياري را به طور مجاني ، كسب مي كند. از جهت ديگر، به علت اينكه، مقدار بسيار زيادي دلار در گردش است كه صرف خريد توليدات و محصولات امريكايي نمي شود، موجبات كسري عظيم امريكا، در زمينه تجارت ايجاد مي گردد. بطور مثال در نوامبر سال گذشته، ميزان واردات امريكا، 48 درصد، بيشتر از ميزان صادرات آن بوده است. (2) هيچ كشوري، نمي تواند چنين كسري عظيمي را بدون عواقب وخيم اقتصادي، پشت سر بگذارد.
اقتصاد دانان و رسانه هاي جمعي، عنوان مي كنند، كه امريكايي ها، مهم ترين و بزرگترين مصرف كنندگان جهان هستند. بازار جهاني رونق خود را، مديون امريكايي هاست. در واقع امريكا به همين علت، ناگزير از دريافت وام هاي كلان و بدون بهره از جهان است.(3)
حاكميت دلار
آسيان تايمز (4) در طي مقاله اي حاكميت دلار را چنين وصف مي كند: از همان هنگام كه ريچارد نيكسون، در 1971 وابستگي دلار به استاندارد طلا را قطع كرد، (5) دلار، پايه و ارزش مستقلي شد، كه امريكا قادر به توليد آن بود. اين وسيله پرداخت بين المللي، حدود شصت سال تمام، و عليرغم بدهي هاي كلان امريكا به عنوان بدهكارترين كشور جهان،
ارزش تصاعدي يافت. ( بدهي امريكا در آوريل سال 2002 ، 60521 بيليون دلار بوده است. در قياس با توليد ناخالص ملي كه 9 بيليون دلار بوده است.)
جهان از اين منظر درگير يك بازي است. جايي كه امريكا دلار توليد مي كند، و كشورهاي ديگر كه آن را مي خرند. امروزه، اقتصاد بهم پيوسته جهاني، پيش از آنكه بدنبال توليد بهتر و بهره برداري از آن باشد، تلاش خود را بر صادرات بيشتر براي تامين نيازهاي دلاري نهاده، تا بدهي هاي خارجي را پرداخت كند و ارزش پولي خود را حفظ نمايد.
بانك هاي مركزي كشورهاي جهان، براي پيشگيري از نزول ارزش پولي خود، در برابر دلار، به يك ذخيره دلار نيازمندند كه معادل ارزش پول در گردش آنها باشد. بدين معنا، به همان نسبت كه ارزش پولي يك كشور، در معاملات جهاني، پايين بيايد، نياز آن كشور به ذخيره ارزي دلار بيشتر است. اين جريان، پروسه اي را به گردش مي آورد، كه در آن ارزش دلار، به قدرتي تعيين كننده تبديل گرديده، و از اين طريق، حاكميت دلار تثبيت مي شود. به خصوص آنكه عموم توليدات و در راس آنها نفت، با دلار معامله مي گردند.
از جهت ديگر، ذخيره هاي ارزي دلار، بر پايه دارائي هاي امريكا، سرمايه گذاري مي شوند. اين امر به نوعي سرمايه گذاري به نفع امريكا تبديل مي گردد. و كسري تجاري اين كشور را جبران مي كند. به اين ترتيب، هر گونه سرمايه گذاري به دلار، در هر كجاي جهان، جزو دارائي امريكا به حساب مي آيد. هنگامي كه امريكا، نفت را به توسط دلار معامله مي كند، در واقع آن را مجاني به دست مي آورد. پس هر چه امريكائي ها، دلار بيشتري چاپ كنند، سرمايه هاي آنان نيز افزايش خواهد يافت. حاكميت دلار، تضمين كننده حاكميت اقتصادي و سياسي امريكا است.
يورو
اگرچه موقعيت امريكا و دلار، بظاهر شكست ناپذير مي نمايد، اما در همين اواخر، براي اولين بار پس از زمانهاي متمادي، نشانه هاي افول اين قدرت، نمايان شده اند. ظهور يورو، يكي از اين نشانه هاي نوين است.
روندي كه در سال 2004 به استحكام خود خواهد رسيد، موجب پيدايش يك بلوك اقتصادي با بودجه تقريبي 9،6 بيليون دلار، براي 450 ميليون نفرخواهد شد. اين امر يك تهديد جدي براي امريكا با بودجه تقريبي 10،5 بيليون دلار براي 280 ميليون نفر خواهد بود.يكي از دلايل اصلي و اساسي رواج يورو، در واقع به دست آوردن نقش دلار به عنوان ذخيره ارزي مي باشد. تا از اين طريق موقعيت دلار تضعيف گردد و اروپا نيز بتواند از افزايش رايگان سرمايه بهره مند شود.
اين امر، براي ايالات متحده امريكا يك فاجعه است. نه تنها از آن جهت كه آنها بخش وسيعي از خدمات و بهره هاي كنوني را از دست مي دهند، بلكه بدين سبب كه كشورها، بناچار حداقل بخشي از ذخيره ارزي خود را، به يورو تبديل خواهند كرد. و در نتيجه ارزش دلار سقوط نموده، واردات امريكا بطور چشمگيري گرانتر گرديده، و امريكا ناگزير خواهد بود تا بدهي هاي خود را بصورت كالا و خدمات ديگر پرداخت نمايد. هنگاميكه كشورها، ارز دلار خود را به يورو تبديل نمايند، نتيجتا ارزش سهام امريكا نيز پائين خواهد آمد، و بانك مركزي امريكا FED ديگر قادر نخواهد بود كه اين سقوط سهام را ، با چاپ بيشتر دلار جبران كند. بدون مشتريان خارجي براي اين دلارها، چاپ بيشتر فقط موجب افزايش بحران خواهد بود.
پترو دلار
يكي از اهداف مهم يورو، در جهت جايگزيني دلار، نفت است. نفت، نه تنها ارزشمند ترين كالا در معاملات جهاني است، بلكه براي كشورهاي مدرن و صنعتي ، اهميت حياتي دارد. آنها كه نفت ندارند بايد آن را بخرند. و براي خريد نفت در بازارهاي جهاني ، بايد دلار داشت.
ويليام كلارك (6) در اين رابطه مي گويد: -- دلار در مقايسه با ارزهاي ديگر، دو مزيت دارد. در واقع از سال 1945 قدرت دلار در نقش آن به مثابه ذخيره ارزي و نقش ديگر به عنوان وسيله پرداخت معاملات بين المللي نفت( پترودلار) نهفته است.
ايالات متحده امريكا، صدها ميليارد از اين پترودلارها، را به چاپ مي رساند. اين دلارها توسط ديگر كشورها، براي خريد نفت از كشورهاي عضو اوپك مورد استفاده واقع مي شوند. ( البته باستثناي عراق، ونزوئلا،(7) و احتمالا در آينده نزديك ايران)
اين پترودلارها، از سوي كشورهاي عضو اوپك، در شكل اوراق بهادار، و سرمايه هاي ديگر، به امريكا بازگردانده مي شوند. و تا هنگاميكه كشورها نيازمند خريد نفت باشند، و دلار وسيله پرداخت آن باشد، قدرت امريكا تضمين خواهد بود. --
اوپك
چنانكه اوپك، اين كارتل عظيم كشورهاي توليد كننده نفت، همچنان دلار را به عنوان وسيله پرداخت استفاده كند، مطمئنا يورو، به سطح مهم ترين ذخيره ارزي كشورها نخواهد رسيد.
در اين رابطه سخنان جواد يارجاني، رئيس بخش آناليز بازار نفت در اوپك، قابل توجه است. (8)
وي مي گويد: به هر حال در اوضاع كنوني، دلار همچنان موقعيت خود را حفظ خواهد كرد. اما بايد توجه داشت كه در دراز مدت، يورو به رقابت خود با دلار خواهد پرداخت. --
با توجه به گستردگي يكسان اقتصادي و بويژه نقش مورد نظر كشورهاي اتحاد اروپا براي آينده يورو، جايگزيني يورو ، دور از نظر نمي باشد. يكي از دلابل كنوني كه تعيين بهاي نفت و معامله آن به دلار را ناگزير مي كند، در واقع آن است كه آمريكا، بزرگترين وارد كننده نفت بماند. عليرغم آنكه امريكائيان از جمله مهم ترين توليد كنندگان نفت بوده اند. اگر نگاهي به آمار صادرات نفت خام داشته باشيم، مي بينيم كه اروپا بسيار بيشتر از امريكا، به واردات نفت و فراورده هاي آن پرداخته است. از اين نظرگاه، براي اروپائيان روشن است كه يورو، به عنوان وسيله پرداخت بهاي نفت جايگزين دلار شود. از اين طريق ريسك ارزي كمتري مواجه اروپائيان خواهد شد. و ارزش آن نيز بسرعت افزايش خواهد يافت. در كنار آن تعيين بهاي نفت، به يورو، موجب ارزش ثابت جهاني آن مي شود. در حال حاضر از كل واردات بازرگاني كشورهاي عضو اوپك، حدود 45 درصد آن اروپائي مي باشد. در همان حال كشورهاي عضو اوپك، مهم ترين صادر كنندگان نفت به اروپا هستند. براي موفقيت يورو در اين معامله، قابل اهميت است كه دو كشور توليد كننده نفت اروپائي، يعني انگلستان و نروژ، به افق يورو بپيوندند. در آن هنگام، مي توان سيستم تعيين قيمت نفت را، از دلار به يورو تغيير داد.
در حال حاضر نيز. اوپك اين تصور را، كه در اينده، تعيين قيمت نفت و پرداخت آن از دلار به يورو تغيير كند، دور از واقعيت نمي بيند. اكنون مهمترين سوال براي بازار اين است كه چه وقت ارزش و ثبات يورو، تضمين گرديده و ديگر كشورهاي اروپايي يورو را جايگزين پول فعلي خود خواهند كرد.
فاكتور ديگري كه مي تواند يورو را جايگزين دلار در اوپك كند، ارزش تصاعدي يورو مي باشد. اين جهش ارزشي تقريبا بسيار سريع بوده است. ( از 0،85 به 1،15 ) بسيار سريع تر از آنچه كارشناسان پيش بيني كرده بودند. اين جهش كه در سال 2004 سرعت بيشتري خواهد يافت، بطور مسلم، امريكاييان را، به واكنش و تصميم هاي بسيار جدي و تعيين كننده، ناگزير مي سازد.
عراق
جايگزيني دلار به توسط يورو، براي امريكا نتايج سخت و دردناك اقتصادي و سياسي در بر خواهد داشت. امريكايي ها اولين ضربه را در سال 2000 از عراق خوردند كه بعنوان اولين كشور عضو اوپك، يورو را جايگزين دلار در معاملات نفتي خود اعلام كرد. در همان سال، عراق، ذخيره 10 ميليارد دلاري وام خود در سازمان ملل را نيز، به يورو تغيير داد. اين تغيير با توجه به كاهش ارزش دلار در برابر يورو، سود فراواني براي عراق ببار آورد. اگر چه صدام حسين سرنوشت خود را با همين عمل، به خشم جورج بوش وصل كرد. صدام با اين اقدام، موقعيت و ثبات دلار را به خطر انداخت. و امريكا مصمم شد، با هدف سرنگوني وي را تنبيه كند.
راديوي آزاد اروپا (9) در تاريخ 1 نوامبر 2000 در همين رابطه چنين مي گويد:
-- هدف عراق از جايگزيني دلار توسط يورو، در واقع مجازات واشنگتن براي تحريم هاي اعمال شده اقتصادي بر ضد عراق است. با اين عمل، عراق اروپا را رودر روي امريكا نهاد. --
در آن هنگام كه عراق چنين تصميمي اتخاذ كرد، كارشناسان اقتصادي ، اين پيام سياسي صدام را كه از نظر آنها ميليونها دلار ضرر اقتصادي براي عراق بهمراه مي آورد، با حيرت ارزيابي كردند. اما كاهش ارزش دلار از ابتداي سال 2001 با حدود 17 درصد، موجب سوددهي فراوان براي عراق شد. بخصوص اگر توجه داشته باشيم كه ذخيره 10 ميليارد دلاري عراق در نزد سازمان ملل در طي اين جايگزيني ارزش بسيار بالاتري يافته است.
به راستي اگر ديگر كشورهاي عضو اوپك به چنين اقدام مشابهي دست بزنند، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
تاثيرات جايگزيني يورو، از سوي اعضاي اوپك، موجب خواهد شد كه كشورهاي وارد كننده نفت، ذخيره ارزي دلار خود را، به يورو تبديل نمايند. دلار دچار كاهش ارزشي در حدود 20 تا 40 درصد خواهد شد. و عواقب آن از جمله سقوط اقتصاغدي، به مثابه بحراني خواهد بود كه در آرژانتين شاهد بوديم. مردم تا حد ممكن به خروج پولهاي خود از بانكها دست خواهند زد. كاهش بودجه غير قابل ترميم مي گردد. و جهان به يك بحران اقتصادي مانند آنچه در سالهاي 30 در قرن گدشته واقع شد، گرفتار مي شود.
اقتصاد امريكا شديدا وابسته به نقش دلار ، به عنوان ذخيره ارزي مي باشد. اين البته بدان معني نيست كه اقتصاد نتواند از راههاي ديگر به حيات خود ادامه دهد. اما عبور از اين بحران، مراحل دردناكي پيش روي امريكا مي گذارد. و نقش وي را در مقابل اروپا معكوس خواهد كرد.
محور شر
ساخت و ساز نظامي امريكا در خليج فارس، با هدف اشغالگري و حفظ منابع نفتي ، آغاز شده است. نه تنها عراق، بلكه عربستان سعودي و ايران، مي توانند اهداف مورد نظر بعدي باشند.
توجه داشته باشيم كه در طرح تهاجم امريكا به عراق ، چجقدر بر ضرورت و لزوم حفظ چاههاي نفت تاكيد مي شود، و حتي انهدام كنندگان چاههاي نفت به عنوان جنايتكار جنگي شناخته مي شوند.
اين تهاجم درس تهديد آوري خواهد بود براي ديگر اعضاي اوپك كه مبادا قدم در مسير صدام بنهند. ايران، عضو اوپك و يكي از كشورهاي محور شر بزعم امريكا، (10) پيشنهاد مي كند كه نفت خام ، براي كشورهاي اروپايي به يورو معامله شود. انگيزه هاي سياسي ايت پيشنهاد ، فاكتورهاي بسيار مهمي را در بر مي گيرند. ايران مي خواهد از اين طريق امريكا را بخاطر نامگذاري ايران در محور شر تنبيه كند. اين پيشنهاد كه اكنون از سوي بانك مركزي ايران مورد مطالعه قرار گرفته است به احتمال زياد عملي خواهد شد.
همچنين به نظر مي ايد كه ايران سهم بسيار قابل ملاحظه اي از ذخيره ارزي خود را، تبديل به يورو كرده و در معاملات نفتي خود از يورو استفاده خواهد كرد. بيشتر از نيمي از ذخيره هاي ايران در Forex reserve fund به يورو تبديل شده است. محمد عباسپور، نماينده مجلس ايران مي گويد، ارزش بسيار يكسان دلار و يورو، به كشورهاي آسيايي و خصوصا كشورهاي توليد كننده نفت اين شانس را مي دهد كه فصل جديدي در مناسبات خود با اتحاديه اروپا باز كنند. به نظر وي، ايالات متحده، از طريق قدرت دلار، حاكميت خود را بر تجارت جهاني اعمال مي كند. (11)
به اين ترتيب، شانس اينكه پس از عراق، ايران نيز به گناه خيانت به دلار موجب خشم و مجازات آمريكا قرار بگيرد، قابل تصور است.
MSNBC در 25 آگوست 2002 اعلام مي كند: در حاليكه امريكا هنوز درگير مسئله صدام است، رژيم بوش نظر خود را به اهداف بعدي معطوف كرده است. بعضي ها در حكومت امريكا چشم به ايران و حتي عربستان سعودي دوخته اند. همچنانكه يك دست اندركار انگليسي تاكيد مي كند، همگان مي خواهند به بغداد بروند، اما مردان واقعي به سوي تهران مي روند.
سومين كشور محور شر نيز، يعني كره شمالي در هفتم دسامبر 2002 اعلام كرد يورو را جايگزين دلار خواهد كرد. اين امر نشانگر افزايش قدرتهايي ست كه به حاكميت دلار اعلام جنگ مي دهند.
آژير خطر
بعضي از كارشناسان بر اين عقيده اند كه تعدادي از بانكهاي بزرگ آسيايي كه بيشترين ذخيره ارزي دلار را در اختيار دارند، بر آن هستند كه بخشي از سهام خود از بدهي هاي دولتي امريكا را واگذار كنند. جنگ در عراق مي تواند اين پروسه را سرعت ببخشد. بعضي ديگر بر آن هستند كه سياست آمريكا در مواجهه با عراق عواقب منفي براي سرمايه گذاريهاي امريكاي خواهد داشت. بوپژه آنكه بخش بزرگتري از جهان مخالف اين جنگ هستند.
به اعتقاد ژوزف كوين لان، اقتصاددان دانشگاه جان هاپكينز در واشنگتن، هنگاميكه امريكا بر خلاف نظر جهاني، جنگ با عراق را آغاز كند، بسرعت سرمايه هاي دلار به فروش رفته و سرعت و تداوم جنگ تاثيرات متقابل بر سقوط ارزش دلار خواهد داشت.--
بي جهت نيست كه امريكا ييان تمام تلاش و زمان خود را صرف همراه كردن متحدان بيشتر در جهان براي آغاز اين جنگ كرده اند. تلاش بر آن است كه دلار ، موقعيت خود را به عنوان تنها وسيله پرداخت معاملات نفتي، بازپس گرفته و حفظ نمايد. براي كسب اين هدف. امريكاييها، بايستي كشورهاي توليدكننده نفت ، همچون عراق را به هر وسيله ممكن از جايگزيني دلار با يورو باز دارند. پس از اشغال عراق، مطمئنا اولين اقدام امريكا، نقض تصميم عراق و جايگزيني مجدد دلار به جاي يورو خواهد بود. منابع نفتي عراق، تا حد ممكن استخراج گرديده، و قيمتهاي توافق شده اوپك، تا حد نابودي اين كارتل شكسته مي شوند.
امريكا و انگليس براي پيشبرد اين جنگ، از پيشرفته ترين امكانات نظامي خود استفاده خواهند كرد. و نهايت تلاش آنان بر كوتاهي زمان جنگ است. چرا كه طولاني شدن زمان جنگ ، موجب افزايش بهاي نفت شده و اقتصاد جهاني را به خطر خواهد انداخت. و موقعيت دلار البته دچار خطرات مضاعف خواهد شد.
اين امكان نيز وجود دارد كه اروپا و امريكا، به توافقات مناسب خود برسند. صدام سرنگون شود، دلار و يورو در يك موازنه ثابت ارزشي بمانند، و يك حاكميت امريكا- اروپايي بر منابع نفتي اعمال شود. اين امر به طور موقت مبارزه بين يورو و دلار را متوقف مي كند. اما مسلما امريكا به اين تساوي قانع نخواهد بود. امريكاييها آماده اند كه بخاطر يك مشت دلار،
شليك كنند. جنگهاي جديد پيش رو خواهند بود. عراق ، يك آغاز است.
منابع:
1- Coilin Nunan, Oil, Currency, and the war on Iraq
2-Anon, trade deficit surges to a record high, reuters, ( January 17, 2003)
3- رجوع كنيد به 1
4- Liu, henry C K, US Dollar hegemony has got to go ( Asian Times, april 11, 2002)
5- در كنفرانس برتون وودس ، در اواخر جنگ جهاني دوم ، طلا استاندارد ارزشيابي شناخته شد.
6- William Clark, The real reasons for the Upcoming war with Iraq: A macroeconomic and geostrategic Analysis of the Unspoken Truth
7-USA intelligence agencies revealed in plot to oust Venezuela,s president
ژوزه باياردي عضو پارلمان اروگوئه عنوان كرد كه وي اطلاعات موثقي از عمليات سري سيا براي سرنگوني هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا بدست آورده است. چاوز به همراهي 12 كشور امريكاي لاتين يورو را جايگزين دلار كرده بود.
8- The Choice of Currency for the Denomination of the oil bill
speech given by Javad Yarjani, Head of OPEC's Marketing analysis department,april 2002
9- Recknagel Charles, Iraq: baghdad moves to Euro, November 2000
10- Gutman, Roy & Barry John, Beyond Baghdad: Expanding target list: Washington looks at overhauling the Islamic and Arab world
11- Economics drive Iran Euro oil plan, Politics also key ,august 25, 2002