آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند.......آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند
 
 
 



This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.










 
Monday, March 03, 2003
 
و چنين گفت نيما راشدان

اقاي نيما راشدان، اخيرا در مطلبي تحت عنوان پنج سوال و پنج پاسخ در سايت گويا نتايجي در ارتباط با انتخابات اخير گرفته است كه مايلم به آن بپردازم.

در سوال اول و دوم، آقاي راشدان قصد دارد با يك تير دو نشان بزند. حقا كه از كرامات شيخ ما اين است، شيره را خورد و گفت شيرين است. براي آگاهي از مشروعيت يك نظام، فاكتورهاي بسيار متعددي دخيل هستند. تعداد راي دهندگان در انتخابات اخير، از نظر كارشناسان سياسي، به هيچ وجه نمي تواند، نشانه اي از كل مويدين يا مخالفين نظام باشد، همانگونه كه در كشورهاي آزاد نيز، در بعضي از انتخابات مشخص، تعداد راي دهندگان، تفاوت آماري فاحشي با شركت كنندگان در انتخابات ديگر دارند. همچنانكه اگر 85 درصد افراد حائز شرايط در انتخابات اخير شركت مي كردند، نمي توانست دليل و تضميني براي مشروعيت نظام باشد.
اينكه آقاي خاتمي و اصلاح طلبان، صرفا به خاطر تلاش خود براي بسيج ايرانيان به منظور شركت در انتخابات، به ضرب قاطع از حمايت 85 درصد مردم محروم شده اند، نتيجه اي است كه فقط به وسيله كرامات شيخي مي توان استنتاج كرد. و الا هر كه با علوم سياسي آشنا باشد، مطمئنا مي داند، كه مخالفت مردم با يك بخش يا يك عملكرد مشخص از يك دولت يا رئيس جمهور، به معني نفي يا طرد كل ساختار آن دولت يا رئيس آن نيست.

سوال 3
فرضا كه بقول آقاي راشدان به محافل علمي و نهادهاي سياست خارجي غرب( فهميديم كه كلينيك علمي بهينه سازي كشت سيب زميني در هلند همپاي با وزارت خارجه آن به مسايل سياسي ايران علاقمند است) ثابت شود، بيش از 80 در صد ايرانيان خواستار تغيير رژيم ايران مي باشند. و به زعم ايشان اين تصور در محافل آكادميك!! و وزارتخانه هاي ايشان جاي بگيرد، كدام گزينه سياسي مورد انتخاب ايشان قرار خواهد گرفت؟
آقاي راشدان در پاسخ به سوال 4 البته ايالات متحده امريكا را با شيوه دخالت نظامي در افغانستان و عراق ارائه مي دهد. اما چنين نيست. حمايت اين محافل، اتفاقا به صورت فزاينده تري نمودار خواهد شد. تا خلا بي اعتمادي و دلسردي مردم از جناح اصلاح طلب، برطرف شود. اين عاقلانه ترين روندي است كه ايشان پيش رو خواهند داشت. چرا كه بنده مطمئنم در همان محافلي كه ايشان نام برده اند، كمتر سياستمدار بيسوادي حضور دارد كه قدرت نظامي امريكا را حواله ايران كند.
درضمن ، همگان مي دانند كه يكي از وظايف مهم سفرا، ارسال گزارش تغيير و تحولات سياسي، اجتماعي و حتي طبيعي كشورهاي ميزبان به دولت متبوع خود مي باشد. و اين نتيجه گيري نيازي به شم فوق العاده سياسي و سواد مشخصي ندارد.

سوال4

در روشني و بي ترديدي رضايت مردم از نتيجه عمل ايالات متحده در افغانستان و عراق، شك بسيار است. در جائيكه فرهيختگان و سياستمداران انديشمند، روزبروز مواضع خود را در ضديت با سياستگذاري هاي متجاوزانه امريكا آشكارتر مي كنند. الفباي سياست به ما آموخته است كه امريكا، و در واقع امپرياليسم، هيچ گونه دوستي مشتركي، با هيچ ملتي ندارد. قدرتهايي مانند امريكا و انگليس ، با ديگر كشورها منافع مشترك دارند. ولاغير. عملكرد مشخص امريكا در افغانستان و عراق دخالت و حمله نظامي بوده است، و البته مردماني نيز هستند كه با اين عملكرد موافقند. مگر آقاي راشدان نيست؟ اما تعميم اين مردمان، به مردم ايران، يا اساسا مردم به مفهوم عام كلمه، خطايي فاحش است. اينكه مردم به روشني مي بينند كه زور آقاي بوش از خاتمي بيشتر است!! مشروعيتي براي آقاي بوش ايجاد نمي كند. مگر در قانون جنگل كه قوي هميشه برتر است. و حق با اوست. ور آقاي بوش از نخست وزير هلند هم بيشتر است. اما هلندي ها يك ذره هم ترديد ندارند كه آقاي بوش نمي تواند و نمي بايد جاي نخست وزير هلندي آنها را بگيرد. مردم ايران اگر به آقاي خاتمي و حاميان او راي ندهند، به خاطر جمال زيباي بازوي قدر قدرت آقاي بوش نيست. اين نسخه كه آقاي راشدان پيچيده است، براي ما قابل تجويز نيست. عاقلان، سر درد را با بريدن سر، درمان نمي كنند.

سوال 5

چه كسي گفته است كه رئيس جمهور يك كشور حتما بايد مدرسه علوم سياسي رفته باشد؟ و حتما يك سياستمدار باشد؟ وجود متخصصان و مشاوران امور سياسي براي چيست؟ چند درصد از رئيس جمهوران امريكا و اروپا فارغ التحصيلان مدارس علوم سياسي هستند؟ مديريت و قابليت هدايت نيروها و موقعيت ها، براي رياست يك دولت كافي است. حالا اگر رئيس جمهور مدرسه علوم سياسي رفته باشد، فبها. گرچه نفس حضور در اين مدرسه، علامت سياستمدار بودن نيست. همچنانكه چرچيل پيش از ورود به عالم سياست، در روزنامه مورنينگ پست. خبرنگاري ميكرد و بيشتر علم تجارت آموخته بود. اما مي دانيد كه سياستمدار قابل را به ايشان مثل مي زنند.
ضمن اينكه هر آگاه سياسي مي داند كه شرايط حضور و محدوده عمل خاتمي و ژوسپن، و شرايط سياسي و اجتماعي ايران و فرانسه، اصلا قابل قياس نيستند. ژوسپن با علم به اينكه از تمامي امكانات لازم در حيطه عمل سياسي برخوردار بود، و قابليت بهره گيري صحيح و كافي از آنها را نداشت، مي بايست به عنوان مسئول مستقيم شكست در انتخابات، استعفا دهد. اما اگر صادقانه به شرايط و موازنه ناموزون قدرت بر پهنه سياسي ايران نگاه كنيم، ايا آقاي خاتمي از چنين امكاني برخوردار بوده است؟ مسلما نه. مسئول شكست انتخاباتي اخير نيز آقاي خاتمي نيست. اتفاقا اگر قرار است يكي مسئوليت اين افتضاح و رسوائي را بپذيرد، اقتدارگرايان، استكبار جهاني، و همه نيروها و بلندگوهايي هستند كه تمام تلاش خود را بر دور كردن مردم از صحنه انتخابات گذاشتند.
لابد شما ميدانيدكه همه جنبش هاي اجتماعي، عليرغم اينكه در اساس ، زمينه ها، خواست ها، گستردگي و هدف هاي متفاوتي با يكديگر داشته اند، اما تركيب و ماهيت اجتماعي واحدي را، دارا بوده اند. مجموعه اي از افراد كه بر اساس يك خواست مشترك، از طريق حركت گروهي، سعي در اصلاح يا حذف ارزش هاي حاكم بر جامعه را دارند. جامعه شناسان به شدت بر رفتار بخش يا كلي از مردم، در رابطه با اين گروه گرائي و نيز روانشناسي توده اي كه در شكل يك جنبش اجتماعي، انعكاس مي يابد، تاكيد مي كنند.
جداي از عملكرد مايوس كننده اصلاح طلبان، اعمال اقتدارگرايان، و دسيسه هاي قدرتهاي خارجي ، و درك غلط اپوزيسيون از شرايط كنوني ايران، تا حدود زيادي در شكل گيري روان توده براي گفتن نه به اصلاح طلبان در انتخابات اخير تاثير داشته است.
و ايضا محض اختتام. دانسته باشيد كه در سياست، و اصولا هر پديده و كنش اجتماعي، فاكتورها و محرك هاي بسيار متفاوتي، ايفاي نقش مي كنند. و دانسته باشيد كه خواندن چند جلد كتاب آموزنده در علم سياست براي بعضي ها خوب است. وگرنه، ميزان راي مردم را به نسبت ريش و پشم و قيافه حزب اللهي آقاي آرمين نمي سنجيدند. تمت.


Sunday, March 02, 2003
 
.:: باز هم در باره آگاهي ::.


× برنامه ريزي دقيق، به ما هدف، ارزش، و توان تصميم گيري مي دهد. و البته يك نقطه انتخاب. برنامه، به ما امكان مي دهد تا خود را با توانائي هايمان تطبيق دهيم.
برنامه ريزي، از جهت ديگر ما را محدود مي كند. ما در يك مسير مشخص شده از سوي برنامه هايمان حركت مي كنيم. و ممكن است به امكانات و موقعيت هاي ديگر توجه نكنيم.
به جاي برنامه، مي توان يك طرح تكاملي يا استمراري ايجاد كرد. هر قدم بعدي، مي تواند بر تاثيرات و نتايج قدم قبلي استوار شود. در اين حالت مي توانيم از همه امكانات و پيش
آمدها، استفاده كنيم. در نهايت، ممكن است به هدفي برسيم كه در ابتدا مورد تصور نبوده است. من به عنوان نويسنده شروع كردم و در نهايت حقوقدان شدم. چرا كه در مسير نوشتن،
با زندگي سخت مردم در شرايط بي حقوقي آشنا شدم. براي پاسخ به سوالات بيشماري كه در اين زمينه مواجه مي شدم، تصميم به كسب دانش در حقوق و قانون گرفتم. با اين حال
طرح استمراري ممكن است در نهايت مرا به هدف هاي ديگري برساند. ما انسانها به اين گونه ماجراجوئي ها نيازمنديم. در غير آن زندگي يكنواخت و بي روح خواهد بود.

× زن ها ( فقط زن ها؟) اگر از مردي خوششان بيايد. فقط به جنبه هاي خوشايند او توجه مي كنند. وقتي همان مرد آنها را ترك كند، ناگهان جنبه هاي شيطاني و كثيف شخصيت
او را كشف مي كنند. آنها براي تسكين روحي خود، آنقدر به اين جنيه ها و صفات ناپسند عموميت ميدهند، كه ناگهان، بي كه بدانند، يا بخواهند، به فمينيست هاي دو آتشه تبديل مي شوند.

× هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه بهترين عقايد و ارزش ها را دارد. زيرا هر انساني، با هر عقيده اي، انگيزه ها و دلايل متعددي دارد كه عقايد خود را عادلانه و صحيح قلمداد كند.
بنابرين هر كسي بايستي شيوه زندگي خود را انتخاب كند.براي اين انتخاب دو اصل لازم است:
- دانستن اينكه شما انتخاب مي كنيد.
- و جود زمينه هاي مناسب براي يك انتخاب عادلانه.
اينكه شما اين انتخاب را به مرحله عمل برسانيد يا نه، باز هم در اختيار شماست.

× در هنگام نااميدي و ياس، انسان ها منطقي تر مي شوند. مي فهمند كه آرزوها و ايده آل هايشان، رويايي بيش نبوده است. در واقع حالت ياس، آمال و آرزوهاي ما را از بين نمي برد. بلكه آنها را منطقي تر مي كند. و به محض آنكه اين حالت رفع شود، ارزوهاي ما دوباره بر مي گردند.

× و در نهايت اينكه، انسان كامل وجود ندارد. چون انسان همواره در حال رشد و تكامل است.

 


$...................COPYRIGHT MARDANEH 2002