آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند.......آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند
 
 
 



This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.










 
Monday, January 20, 2003
 
.:: مردانه 25 ::.
.:: آتش بازي در بزرگترين پمپ بنزين جهان ::.



- علت هاي واقعي تهاجم نظامي آمريكا به عراق كدامند؟
تهاجم وسيع نظامي آمريكا به عراق، در آينده اي نزديك محتمل است. اما دولت امريكا، تاكنون هيچ دليل منطقي و عقلاني ، براي اين تهاجم ارائه نداده است. به زودي صدها هزار انسان، به شيوه اي بسيار وحشيانه، مرگ و تباهي را پيش رو خواهند ديد، و اين تنها چيزي است كه جهان به طور قطع از آن آگاه است.
رسانه هاي جهاني، از بي علتي اين جنگ مي نويسند. ابزرور 14-07-02 اعلام مي دارد كه حتي يك دليل قطعي و قابل پذيرش، براي ارائه به مردمي كه درك و قبول انگيزه هاي اين جنگ، حق آن هاست، وجود ندارد.
بطور عام، آمريكا در تلاش تبليغاتي خود، مي كوشد تا عراق را، به عنوان يك خطر بالقوه، كه هر آن منافع كشور آمريكا را تهديد مي كند، به افكار عمومي بقبولاند. اما همين اتهام واهي نيز، آنگاه كه سازمان جاسوسي آمريكا، سيا، هيچ گونه مدركي بر اثبات اين ادعا نيافت، از اساس بي اعتبار گرديد.
حتي در ارتباط با حملات يازدهم سپتامبر، به گواهي سازمان امنيت انگلستان، و عليرغم ميل شديد آمريكا، هيچ مدركي دال بر همكاري عراق با شبكه هاي تروريستي به دست نيامد.
از آنجا كه اتهامات اوليه امريكا به عراق، در ارتباط با همكاري يا حمايت اين كشور از شبكه هاي تروريستي، فاقد هرگونه اساس قابل قبولي بود، سخنگويان اين كشور، به ناگزير جهت انگيزه هاي خود را بر مدار ديگري استوار نمودند، و آن، تئوري ضرورت اجتناب ناپذير يك تهاجم نظامي به عراق. براي پيشگيري از تجهيز شدن اين كشور به تسليحات
هسته اي، بود.
صرف نظر از اين سوال كه دولت امريكا بر اساس كدام حق شناخته شده جهاني، مجاز است با تهاجم نظامي، كشور ديگري را از ساخت و ساز تجهيزات هسته اي باز دارد، و فرضا كه امريكا قائل به چنين حقي باشد، چرا بدوا به اسرائيل اعلام جنگ نمي كند، كه تنها كشور در خاورميانه با فعاليت هاي علني در زمينه ساخت تجهيزات اتمي است؟ و يا چرا جهت اين تهاجم به سوي روسيه، چين، انگلستان، فرانسه، هند، يا پاكستان نيست، كه همگي داراي تاسيسات وسيع اتمي هستند؟
با اين حال، امريكا، بدون ارائه هر گونه استدلال قانع كننده اي به جامعه بين المللي و حتي مردم كشور خود، كه تهاجم نظامي اش را قابل توجيه سازد، مصمم به حمله و تغيير رژيم عراق شده است. و ظاهرا حتي به قيمت در هم ريختن نظم موجود جهاني ، به تلاش هاي خود در اين زمينه ادامه خواهد داد.
البته عراق، داراي يك حكومت استبدادي است. حك.متي كه پايه هاي نظام خود را بر وحشت و ترور عمومي بنا نهاده است. با اين حال، صرف اين واقعيت، نمي تواند دليل اصلي خشم امريكا نسبت به عراق باشد. چرا كه اولا در جهان امروز،نه تنها حكومتهاي مشابه و يا حتي مستبدتر از حكومت عراق. كمياب نيستند ، بلكه بسياري از آنها مورد حمايت امريكا نيز مي باشند. دوما، مباني حقوق بين الملل تصريح دارد، كه دولتهاي قدرتمند، حقي براي تغيير رژيم ها در كشورهاي ديگر را ندارند، و بلكه اين خود ملت ها هستند، كه بايستي حكومت هاي غير مردمي را سرنگون نمايند. اگر چه در عراق نشانه هايي اغز يك قيام موثر مردمي مشهود نمي باشد، و اتفاقا حتي مي توان رژيم عراق را، به نوعي محبوب ارزيابي نمود.
جان سيمپسون، سردبير امور خارجي بي بي سي ، در همين رابطه چنين نظري دارد: اينكه صدام حسين در امريكا، مورد تنفر عمومي باشد، دليل بر همساني اين امر در خود عراق نيست. بالعكس. ضعف امريكا در يافتن يك جانشين براي صدام حسين قابل تامل است. به اعتقاد سيمپسون، چنانكه امريكا به هر طريق موفق به سرنگوني صدام حسين شود، ايده هاي وي در مورد استقلال ملي عراق، و ديگر كشورهاي عربي، محبوبيت بيشتري خواهند يافت. در صورت مرگ يا بركناري صدام، حقيقت ايده هاي او ، اثبات گرديده، و از او يك سمبل ملي در جهان عرب خواهد ساخت.

به راستي امريكا از عراق چه مي خواهد؟
سالهاي مديد، رژيم صدام حسين، براي امريكا، يك دوست بوده است. با پشتيباني امريكا بود كه كردها در شمال عراق، از تحرك بازماندند، تا مبادا كردهاي ديگر در تركيه ، كشوري كه دوست نزديك امريكاست، سرمشق هاي خطرناكي بگيرند. صدام در جنگ با ايران، از سوي امريكا حمايت مي شد. و درست در همين بحبوحه بود، كه روابط امريكا و عراق رو به تيرگي گذاشت. علل و زمينه هاي اين كدورت، هنوز بطور آشكار، روشن نگرديده اند. اما مي توان به حتم ، آرزوي رهبري در منطقه را كه عراق در سر مي پروراند، از علل اصلي اين تيرگي روابط دانست.
اين جاه طلبي عراقي ها، مسلمل خوشايند رژيم اسرائيل، كه هيچ قدرتي را در منطقه خاورميانه برنمي تابد، نبود. عراق بيشترين متخصصين و مهندسان نظامي را، در مقايسه با كل كشورهاي مسلمان دارد، و اين كشور با اتكا بر منابع بي پايان نفت، مي توانست در دراز مدت، به يك قدرت نظامي مهم در منطقه تبديل شود. در سال 1991 ، عراق به دلايلي كه خود، حق تاريخي مالكيت بر كويت مي دانست، اين كشور را تصرف كرد. كويت يك كشف غربي بود. با اين هدف كه مهم ترين بنادر خليج فارس، در قالب يك پروتكل، تحت سلطه انگلستان قرار بگيرند. هنگاميكه اين پروتكل نقض شد و كويت به استقلال رسيد، اين كشور بلافاصله از سوي عراق، درخواست شد. در آن زمان صدام حسين هنوز به قدرت نرسيده بود، و در همين رابطه بسياري از كشورهاي عربي در حمايت از خواست عراق، تا مدتها استقلال كويت را به رسميت نمي شناختند. حتي پس از تصرف كويت ، توسط عراق، بسياري از كشورهاي عربي، اين تهاجم را به صراحت محكوم نكردند. اما براي اسرائيل و هم پيمان هميشگي اش آمريكا، اين واقعه به هيچ وجه قابل تحمل نبود. چراكه كشور ثروتمندي مانند عراق با ضميمه اي همچون كويت، مي رفت كه به بزرگترين توليد كننده نفت منطقه تبديل شود، و در نتيجه قادر مي شد توان نظامي خود را، همچنانكه در سر داشت. به حدي برساند، كه تهديدي جدي براي اسرائيل شود.
به همين دليل، تصرف كويت از سوي عراق، سريعا به يك مسئله بين المللي تبديل شد. و آمريكا مسئوليت مجازات عراق را، از سوي جامعه بين الملل به عهده گرفت. همين فرصت براي امريكا كافي بود، تا ارتش عراق را، در بخش هاي وسيعي متلاشي كند. تاسيسات مهم نظامي و اقتصادي اين كشور را منهدم سازد، و همزمان، تحريمهايي با مدت زمان نامحدود، بر عراق اعمال نمايد. بر خلاف قوانين بين المللي، امريكايي ها، اجازه پرواز بر دوسوم حريم هوايي عراق گرفتند، و تحريمي كه اعمال گرديد، بنا بر گزارش سازمان بهداشت جهاني، در طي ده سال، موجب مرگ نيم ميليون كودك عراقي ، به علت كمبود دارو و مواد غذايي شد.
با توجه به آنچه آمد، اينكه امروزه بتوان عراق را. يك تهديد جدي براي صلح جهاني عنوان كرد، عقلاني به نظر نمي آيد. مگر در يك مورد. استقامتي كه ملت عراق در برابر اين تحريم نشان داده است، و قدرت صدام حسين در مقابله با تمام نقشه هاي امريكاي براي سرنگوني وي، از وي سمبلي براي مبارزه جهان عرب بر ضد حاكميت جهاني امريكا ساخته اند. و اين دقيقا نقطه درد و هراس اسرائيل است. عراق و صدام، شعله اميدي در دل اعراب هستند. لذا اين رژيم بايد نابود شود. و جاي خود را به رژيمي مورد رضايت امريكا و اسرائيل بدهد.
درست پس از روي كار آمدن جورج بوش، شايعه يك تهاجم امريكايي به عراق اوج گرفت. اين شايعه پس از يازدهم سپتامبر 2001 و به ويژه پس از آنكه آشكار گرديد، كه حداقل 15 نفر از 19 تروريست، اهل عربستان سعودي بوده اند، كشوري كه در واقع تابع سياست هاي امريكا است اما در آن سنت هاي ريشه اي حاكم است، رو به جديت نهاد.
امريكا حداقل تا 10 يا 15 سال ديگر براي يك چهارم مصرف انرژي خود، وابسته به منابع نفتي در خاورميانه و اساسا عربستان است. واقعه 11 سپتامبر سردمداران امريكا را ناگزير به درك خطرات وابستگي به عربستان نمود. عراق مي تواند جانشين بسيار خوبي براي عربستان باشد، البته عراقي كه از همه نظر تابع و مطيع امريكا باشد. به علت تحريم، عراق فقط 10 درصد از منابع نفتي خود را استخراج ميكند، و بزرگترين ذخاير نفتي جهان در اين كشوراند. عراق تنها كشور نفتي با منابع نامحدود انرژي مي باشد. ولذا يك رژيم دست نشانده در عراق براي امريكا اهميت استراتژيكي خواهد داشت. بويژه آنكه كشورهايي مانند ژاپن و چين نيز كه بطور تساعدي به نفت خاورميانه وابسته مي شوند، تحت كنترل امريكا قرار خواهند گرفت، به شرطي كه ابتدا امريكا بر چاه هاي نفت منطقه حاكم شود.

در نيويورك تايمز 31-07-02 توماس فريدمان چنين مي گويد: بوش بطور آشكار اشتباه بزرگي را مرتكب مي شود، كه در بزرگترين پمپ بنزين جهان قصد آتش افروزي دارد.
اما چنانكه پايان اين جنگ به نفع امريكا باشد، نتايج شگرفي را نيز به ارمغان دارد. چرا كه كنترل نفت عراق از سوي امريكا. در واقع به كنترل معاملات جهاني نفت، توسط امريكا خواهد انجاميد. و به تبع آن، امريكا در زمينه هاي اقتصادي و تسلط بر جهان معاصر نيز، پايه هاي خود را محكم تر خواهد نمود. امريكا خواهد توانست، بهاي نفت را به ميل خود، در بازار عرضه بالا و پايين بياورد، و تمامي كشورهاي وارد كننده نفت را در چنگال خود بگيرد. همه اينها به اضافه سرنگوني يك قدرت بالفعل بر عليه اسراييل، كه در جهان عرب به سمبل مقاومت در برابر اتحاد امريكا- اسراييل تبديل شده است، و در واقع نكته اصلي همين جاست.
تايم فينانشيال 08-08-02 مي نويسد: اقدام براي سرنگوني صدام حسين، در واقع بخشي از يك استراتژي است، كه خاورميانه را در جهت اميال امريكا، و به سود اسراييل دگرگون خواهد كرد. آنچنان كه كنترل بر بغداد، همانند برج كنترل منطقه خواهد بود. اين مطلب را لوموند 01-08-02 نيز، چنين تاييد ميكند: سرنگوني صدام، براي حل مشكل يهوديها- فلسطيني ها، بسيار سودمند خواهد بود.( بخوانيد سود كامل ا سراييل)
به همين نسبت موازنه قدرت در خاورميانه بطور محسوسي، دچار تغيير خواهد شد. سوريه و ايران به انفعال كشيده شده، و امنيت اسراييل تامين خواهد شد. بي جهت نبود كه بنا به گواهي رسانه ها. مهم ترين نقطه گفتگوهاي شارون نخست وزير اسراييل و دولتمردان امريكايي در فوريه 2002 حول اين محورها بوده است. درست پس از همين ملاقات، جورج بوش، نظريه خور را مبني بر مجازات كشورهايي كه محور شر مي ناميد، اعلام كرد. تحولات بعدي نشانگر آن بود كه هدف اصلي در واقع هرم اين مثلث، يعني كشور عراق بوده است.
امروزه هدف اصلي اين تهاجم بر روشن ضميران جهان پوشيده نيست. استقرار يك حاكميت نظامي - اقتصادي از سوي امريكا و اسراييل بر خاورميانه، و در نهايت با كنترل منابع نفتي عراق ، حاكميت جهاني امريكا بر جهان.
در اين ميان البته مي توان بطور قطع پيش بيني كرد، كه اتحاد دولتهاي غربي با امريكا، در آينده دچار مشكل اساسي خواهد شد. چنانچه امريكا موفق شود، از طريق نظامي حاكميت خود را بر خاورميانه تثبيت كند، مسلما در مراحل بعدي، به حاكميت جهاني خود خواهد انديشيد و اين امر آنچنان به سادگي از سوي اروپاي غربي قابل پذيرش نخواهد بود.
اعتراض و عدم همكاري همه جانبه اروپا با اين تهاجم، از همين آينده نگري نشات مي گيرد. حتي تركيه كه يك هم پيمان سنتي آمريكا است، نسبت به نقشه هاي جنگي امريكا، اعتراض دارد.
علت اساسي اين اعتراض ها در اين حقيقت نهفته است كه امريكا هيچ گونه استدلال عادلانه و قابل پذيرش براي تهاجم نظامي به عراق، ارائه نداده است. اروپاييان هم چنين اين نگراني را دارند كه خاورميانه، پس از تهاجم امريكا، دچار ناامني، بي نظمي و آشوب سراسري شود. به گونه اي كه امريكا ناچار به حمله و تصرف كشورهاي ديگر در منطقه شود. و همانطور كه كارشناسان برآورد كرده اند، سالهاي طولاني و به طور مشخص، 25 سال و حتي بيشتر در منطقه بماند. مسلما عكس العمل هاي بعدي جهان اسلام و عرب، بطور فزاينده اي جهت كين و انتقام جويي خود را به سوي امريكا و متحدانش خواهد گرفت. اروپاييها معتقدند، اين داستان، ابتداي آن آشكار، و انتهاي آن ، ناپيداست.
بنا بر گزارشهاي متعدد از منابع امريكايي، پيش بيني مي شود امريكا با يك نيروي نيم ميليون نفري به عراق تهاجم كند. پس از آن نيز لازم است، با يك چهارم ميليون نيرو در منطقه استقرار بگيرد، تا امنيت خود را تضمين كند. اين پيش بيني ها درست به نظر مي آيند. و در عمل هم قابليت اجرا دارند. اما چه اتفاقي خواهد افتاد، اگر ناگهان عربستان سعودي دچار آشوب و انقلاب شود؟ و يا مصر؟ و اين كشورها، نقش ضد امريكايي عراق را، به عهده بگيرند؟ آيا امريكا باز هم يك ميليون سرباز ديگر روانه منطقه خواهد كرد؟ آيا ناگهان منطقه خاورميانه، به يك ويتنام ديگر تبديل نخواهد شد؟ و چه اتفاقي خواهد افتاد اگر ناگهان امريكا براي نجات خود، از بمب اتمي استفاده كند؟ آيا جهان به يك گلوله آتش تبديل نخواهد شد؟
آيا در آن هنگام كشورهاي ديگر آسيايي و اروپايي به ناگزير رودر روي امريكا قرار نخواهند گرفت؟
اعمال غير انساني، در جهان كنوني، هميشه مورد مجازات و عقوبت قرار نمي گيرند. اما در اين مورد، شايد پس از آنكه صدها هزار، و حتي ميليون ها انسان، نابود گرديدند، حمله نظامي امريكا به عراق، در منظر وجدان جهاني، به محكوميت ابدي دچار شود. گو كه نداي اعتراضات جهاني، از هم اكنون بر عليه امريكا، برخاسته است. در نامه اي كه رهبران كليساي انگلستان براي توني بلر فرستاده اند، از اين اقدام امريكا، به عنوان عملي غير اخلاقي ياد شده است.
اروپا به خوبي درك كرده است كه در قرن بيست و يكم، ديگر نمي توان و نمي بايست، با اتكا به قدرت نظامي، منافع خود را به قيمت جان انسانهاي بيشمار، به دست آورد. با اين حال تاپير امريكا بر سياستمداران اروپا همچنا ن قابل تامل است. اگرچه نتايج اين پيروي اروپايي از سياست هاي واشنگتن، در دراز مدت، براي اروپاييان قابل پيش بيني و موجب نگراني هاي فزاينده نيزهست. بر خلاف ويتنام، جهان اسلام، فاصله چنداني با دروازه هاي اروپا ندارد. و اگر چنانچه شارون، بدانگونه كه از وي برمي آيد، در آشفتگي جهاني برآمده از اين جنگ، به پاكسازي قومي فلسطيني ها بپردازد، و روياي كهن صهيونيسم را تحقق بخشد، عواقب و پيامدهاي خطرناك آن، مسلما دامن اروپا را نيز، خواهد گرفت.
جهان آينده براي انسانيت، به غايت خطرناك تر خواهد شد. به هر صورت، تهاجم نظامي امريكا به عراق، اعتماد جهاني به حقوق بين الملل، و حرمت انساني را، زير سوال خواهد برد. در جهاني كه خواهد آمد، تنها زبان زور، سخنگوي واحد است. عدالت به محاق نيستي فرستاده خواهد شد. و اين ناگوارترين آينده اي است، كه در عصر اتم، در جايي كه فشار يك دكمه كوچك، نابودي و تباهي انسانيت را، باعث خواهد شد، پيش روي همه ماست.
تهاجم نظامي امريكا به عراق اجتناب ناپذير مي نمايد. اين بازي آتش ، كه دولتمردان امريكايي در بزرگترين پمپ بنزين جهان آغاز كرده اند، مي تواند به يك انفجار جهاني تبديل شود. چه بايد كرد؟

.:: اين مطلب براي اولين بار در اكتبر 2002 و به زبان هلندي ، نوشته و عرضه شد.

 


$...................COPYRIGHT MARDANEH 2002